قطعه دیدار
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نگویند رقیبان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

قطعه پنچ ضربی

چشم رضا و مرحمت
چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی
بر همه باز می‌کنی

چون که به بخت ما رسد این همه ناز می‌کنی
این همه ناز می‌کنی

ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
عشق حقیقیست اگر
عشق حقیقیست اگر حمل مجاز می‌کنی
حمل مجاز می‌کنی

ادامه قطعه پنچ ضربی
ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو

در نظر سبکتکین عیب ایاز می‌کنی

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم

قبله اهل دل منم

منم

سهو نماز می‌کنی

سهو نماز می‌کنی