متن ترانه غوغای عشق بازان استاد شجریان

قطعه دیدار
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نگویند رقیبان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

قطعه پنچ ضربی

چشم رضا و مرحمت
چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی
بر همه باز می‌کنی

چون که به بخت ما رسد این همه ناز می‌کنی
این همه ناز می‌کنی

ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
عشق حقیقیست اگر
عشق حقیقیست اگر حمل مجاز می‌کنی
حمل مجاز می‌کنی

ادامه قطعه پنچ ضربی
ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو

در نظر سبکتکین عیب ایاز می‌کنی

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم

قبله اهل دل منم

منم

سهو نماز می‌کنی

سهو نماز می‌کنی

متن ترانه مرغ سحر

بند اول:
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن

زآه شرر بار ، این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیاد
آشیانم داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است ، گل به بار است
ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن ، بیشتر کن ، بیشتر کن

مرغ بی دل ، شرح هجران
مختصر ، مختصر کن ، مختصر کن

***
بند دوم:
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق ، ناز معشوق
هر دو دروغ و بی ثمر شد

راسته و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن

جور مالک ، ظلم ارباب
زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن
از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین
پرده دلکش بزن ای یار دلنشین

ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو ، سینه من
پر شرر شد ، پر شرر شد

شعر: ملک الشعرای بهار
آهنگ: مرتضی نی‌داوود / در دستگاه ماهور

بديع زاده

پست اينبار در مورد شخصي است كه شايد همه شما آنرا با آهنگ معروف شد خزان و يا يكي يه پول خروس بشناسيد اما ايشان داراي آهنگهاي بسيار سنگيني است كه نمونه آن گلهاي رنگارنگ شماره  ۵۳۱ و۲۳۱ و ۲۲۶ ميباشد.اين شخص كسي به جز بديع زاده نيست.دوست دارم نظراتتان را راجع به بديع زاده بدانم پس نظر يادتان نرود.
ادامه نوشته

دعاي دكتر علي شريعتي

ای خداوند!
به علمای ما مسئولیت
و به عوام ما علم
و به مومنان ما روشنایی
و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به دینداران ما دین
و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف
و به نومیدان ما امید
و به ضعیفان ما نیرو
و به محافظه کاران ما گشتاخی
و به نشستگان ما قیام
و به راکدان ما تکان
و به مردگان ما حیات
و به کوران ما نگاه
و به خاموشان ما فریاد
و به مسلمانان ما قرآن
و به شیعیان ما علی(ع)
و به فرقه های ما وحدت
و به حسودان ما شفا
و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به مجاهدان ما صبر
و به مردم ما خودآگاهی
و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری
و شایستگی نجات و عزت
ببخش

شب قدر

«شب قدر» واژه‌ای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
(ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.)
در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است.

منابع:
المیزان، ج 18، ص 138 - مفاتیح الجنان اعمال شبهای قدر

  آمد    ندایی    ،      از   آشنایی

  فریاد   بکردا  ،   از   ما    جدایی

 

  دیدم  نګاهش  ،  آن  مهد  پاکش

  دادم  جوابش   ،   جانم   فدایش

 

  ګفتا  تو  روحی  ،  تو  ماه  خوبی

  در  این  جهانت  ،  نی  آرزوایی  ؟

 

  من  چهره اش  را  ،  هرګز  ندیدم

  اما   وصالش   ،   در  دل  کشیدم

 

  از  کوی   ما   او   ،   هرګز  نپرسید

  از  جام   ما   او   ،   هرګز   ننوشید

 

  من  عاشق  او  ،  در  طول   عمرم

  شاید  خدا   هم   ،   بود   در  کنارم

                            احمد معطری /   آلمان

ویگن دِردِریان


ویگن دِردِریان (۲ آذر ۱۳۰۷ - ۴ آبان ۱۳۸۲) خواننده و هنرپیشهٔ ایرانی (از تبار ارمنی) بود و در شهر همدان بدنیا آمد.[۱] ویگن تحصیلات متوسطه را در سال ۱۳۳۰ (۱۹۵۱ میلادی) تمام کرد. او که شغل نقشه‌برداری داشت در ابتدا با خواندن در کافه‌ها محبوب دوستداران موسیقی مردم‌پسند شد. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو چهره تازه‌ای در صحنه موسیقی ایران عرضه کرد.[۲] نوع موسیقی او که از ملودی‌های ارمنی و ترکی و گاه اروپایی بهره می‌برد به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب «سلطان جاز» ایران دادند، گرچه موسیقی او ارتباطی با موسیقی جاز نداشت.[۳] او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود. با چند تن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش، پوران و هایده ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده می‌شود. او در اوایل دهه ۵۰ به آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت. ژاکلین (ترانه سرا و خواننده)و آیلین ( بازیگر و مجری تلویزیون) از فرزندان وی و کارو(شاعرمعاصر) برادر وی می‌باشند. ویگن در روز یکشنبه ۴ آبان ماه سال ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۳ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت

دكتر منيره طه

 
دکتر منيره طه
 
شحنه قلم مي شکند، محتسبِ تيز قدم
هاي، لب از لب مگشا، شيخ مگو، شاه مگو!
 
آن به درون زهره بَرَد، اين به برون نعره زند
کور بمان، کر بنشين، واي مکن، آه مگو!
 
زهره ترک مي کُنَدت گرگِ بروني تَرَکت
راه مجو، راست مرو، از دلِ آگاه مگو!
 
وصلِ دَرَک مي کُنَدت گاوِ دروني دَرَکت
شخم بزن، شاخ مکِش، جز علف و کاه مگو!
 
در گذرِ شک و يقين، روبهکي کرده کمين
بگذر و بگذار چُنين!، حيلتِ روباه مگو!
 
چاله و چاه است قرين، در گذرِ شک و يقين
در دلِ اين چاله بمان!، از دهنِ چاه مگو!
 
شيخ به سر مي زنَدَت، شاه نفَس مي کَنَدت
سر بنه و دَم مگشا! از دل و دلخواه مگو!
 
برجهد از ديده دلم، سرکشد از آب و گِلم
تا به کِي اين گاه بگو، تا به کِي اين گاه مگو
 
فاتحتِ شيخ بخوان، خاتمتِ شاه بران
مرتبتِ هر دو ددان بشمر و کوتاه مگو
 
ونکوور ـ سه شنبه 17 فوريه

سيد جواد ذبيحي(2)

باتوجه به استقبال دوستان يك سري مطالب از سيد جواد ذبيحي را برايتان همراه بافايل گفتگوي راديويي با سيد جواد ذبيحي آماده كرده ام اميدوارم لذت ببريد.گفتگوي راديويي با سيد جواد ذبيحي

ادامه نوشته

سيد جواد ذبيحي

اينبار ميخواهم يادي كنم از بزرگمرد تاريخ موسيقي مذهبي ايران كسيكه همه ما به خصوص پدران و مادرانمان از صدايش خاطره دارند او كسي جز سيد جواد ذبيحي نيست اين بار برايتان اذان را آماده كرده ام.بشنويد و به خدا نزديكتر شويد.البته اينراهم بگويم مگر ميشود اشخاصي مانند موذن زاده اردبيلي را از ياد برد.پس قد قامت الصلوه با صداي ملكوتي سيد جواد ذبيحي.
ادامه نوشته

همايون خرم

با سلام خدمت دوستان عزيزي كه برايم نظر گذاشته و ابراز لطف كرده اند.بهر حال تقدير براين بود كه من از بيفتم لشگر ۹۲ زرهي اهواز با درجه ستوان دوم با رسته استحكامات و عمران.نميدونم چقدر خوبه يا بد اما بهرحال اگه اطلاعاتي نظير آدرس يا شماره تلفن ازش دارين به من بدهيد.بگذريم اين قسمت را من با يك خاطره از استاد همايون خرم آغاز ميكنم
ادامه نوشته