جشن هنر شيراز

قسمت كوتاهي از جشن هنر شيراز سال ۱۳۴۹ قسمتي از جشن هنر شيراز در سال 1349

عکسی زیبا از استاد آواز ایران جناب تاج اصفهانی

تاج اصفهاني

گلهاي رنگارنگ شماره 234 و 125

اينبار ميخواهم يك اثر را با دو صدا در برنامه گلها بشنوييد.يكي گلهاي رنگارنگ شماره ۲۳۴ با صداي گرم و تحرير هاي استاد بنان و يكي هم گلهاي رنگارنگ شماره ۱۲۵ با صداي گرم مرضيه.آهنگ اين ترانه از زنده ياد مرتضي محجوبي است و شعر ترانه آن هم از زنده ياد نواب صفا در مايه دشتي است.هر دو اثر را گوش دهيد و لذت ببريد.با تشكر از دوست خوبم آقاي عبدالوند.

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 234

 

زمان برنامه : ۳۰:۰۶ دقیقه

حجم برنامه : ۱۲/۵۵ مگابایت

شعر ابتدا :

ای بلند اختر خدایت عمر جاویدان دهاد           آنچه  پیروزی و بهروزی در آنست آن دهاد

آهنگ : دشتي از مرتضي محجوبي

خواننده تصنیف : بنان

خواننده آواز : بنان

گوینده : روشنك

شاعر : نواب صفا

مطلع تصنیف :

چه شبها که از هجرت نخفتم

مطلع آواز :

تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو

همکاری :ارکستر گلها

 اعلام برنامه : دارد در انتها  ولیکن ناقص و ثانیه هائی از آن  قطع گردیده

اعلام شماره : دارد در ابتدا و در انتها

 http://www.mediafire.com/?j12r88v8mt3v7dr

گلهای رنگارنگ شماره 125

زمان برنامه :   ۲۸:۵۹  دقیقه

حجم برنامه :  ۲۷/۱۷ مگا بايت

شعر ابتدائی برنامه :

بی  پرده  شبی  بر سر  کویت  گذری            نی بوی خوشت  به من رسیده سحری 

 دستگاه :آواز دشتي

 خواننده تصنیف : مرضیه

 خواننده آواز : مرضیه

 گوینده متن : روشنك

اشعار :فخرالدین ابراهیم عراقی / مولانا / حبیب خراسانی / صفا /

 سازنده تصنیف : محجوبی

مطلع تصنیف: 

چه شبها  که از هجرت نخفتم           زدل چون لاله تا سحر را نخفتم

مطلع آواز :

دیشب به یاد چشم تو بیدار بوده ایم          مست از خیال باده سرشار بوده ایم

همکاری: صبا / تجویدی / ورزنده / همدانیان ضرب

اعلام برنامه :  در اوایل و در متن برنامه دارد

اعلام شماره : ندارد

http://www.4shared.com/audio/qz26nvWr/125GR_125___Marziyeh__.html

 

 

جواب نظر سنجي

با سلام و درود بر دوستان عزيزم كه همگي بر اين اصل پاي فشردند كه بايد راه را ادامه داد و تا جان در رگهايمان ادامه دارد موسيقي اصيل كشورمان ايران را به همه بشناسانيم.دوستان خوبم من نيز بر اين عقيده همانند شما هستم كه بايد استوار بود و محكم عمل كرد.حتي شنيدم يكي از دوستانم كه وبلاگش فيلتر شده و پاك شده قصد دارد سايت راه اندازي كند كه حتي در صورت فيلتر شدن سايتش مطالبش پاك نشود.دوستان خوبم بياييد نگذاريم موسيقي ما دست نا اهلان بيفتد.با سپاس از همگي شما دوستان خوبم.

نظر سنجي در مورد فيلترينگ وبلاگها

با سلام خدمت هنر دوستان عزيزم.اميدوارم از مطالب وبلاگم هر چند كم بهره ببريد.مطلبي اين بار توجهم رو به خودش جلب كرد و اون باز هم فيلتر شده وبلاگ هايي كه فقط كارشان ترويج هنر موسيقي است و شناساندن اساتيد موسيقي به مردم است.نظير مرضيه جاودانه شاهدان تار نگار استاد اسدلله ملك مرغ سحر و شايد بسياري ديگر.

هيچ از خود پرسيده ايم كه چرا؟هي ما وبلاگ جديد بسازيم و دوباره فيلتر شود؟ آخر چرا؟پس هشدار بدم به وبلاگهايي نظير من و چند تايي ديگر كه تاكنون فيلتر نشده اند دو راه داريم:

۱-كاري كنيم كه ديگر دست از فيلتر كردن وبلاگهايمان بردارند

 ۲-ديگر وبلاگي نسازيم كه فيلتر نشود.

به نظرتان كدام راه بهتر است؟خوشحال ميشم نظرتان را بفهمم.

نظرات خود را در قسمت نظرات وبلاگ بنويسيد.

بَربَط

بَربَط یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی به شمار می‌رود. درباره تاریخ پیدایش و خاستگاه این ساز، نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای با استناد به تصاویر حجاری شده، ریشه آن را در هند و برخی دیگر بلخ را خاستگاه آن می‌دانند. البته گسترش این ساز در میانه عصر اشکانی و سراسر عصر ساسانی در ایران، باعث شده بسیاری آن را سازی ایرانی بدانند.

از آن‌جا که پیشینه‌ٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نگارهٔ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.

در حقیقت سومری‌های باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.

گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ "رود" فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.

بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش کلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف‌پذیر است معنی نموده.

خود کلمهٔ بربط در واقع از دو کلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در کل شکل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن کوچکی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند. این واژه به صورت بربت نیز نوشته شده است از جمله در بیتی از منوچهری با واژهٔ بی‌دولت هم‌قافیه شده است:

تاک رز را گفت ای دختر بی‌دولت

این شکم چیست چو پشت و شکم بربت

اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.

ادامه نوشته

قِـیچَک یا غیژک

قِـیچَک یا غیژک یکی از سازهای زهی است که مانند کمانچه با آرشه نواخته می‌شود و یکی از سازهای موسیقی ایرانی است که قدمت بسیار زیادی دارد. این ساز از نظر نوازندگی شبیه به ویولن‌سل است.شکم ساز از دو قسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته.قسمت تحتانی کوچک تر و به شکل نیم کره است که بر سطح مقطع جلو پوست کشیده شده و خرک ساز روی پوست قرار دارد.قسمت بالایی بزرگتر، مثل چتری روی قسمت پایینی قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطح منحنی از عقب به هم اتصال یافته اند و در نتیجه در جلو یا بین دو قسمت، حفره ای تشکیل شده است.سطح جلویی قسمت بالا، جز در ناحیه ی وسط که زیر گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شکاف پهن باز است. دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته و نیمه ی دیگر در بالا به جعبه ی گوشی ها متصل است.دسته فاقد پرده (دستان)می باشد.ساز قیچک اساسا محلی است و بیشترین رواج را در نواحی جنوب شرقی ایران و خصوصااستان سیستان و بلوچستان ایران دارد.در سال های اخیر این ساز در شهرهای دیگر نیز استفاده می شود.در آن نواحی طبق عقیده و سنت اهالی، برای معالجه امراض به کار می رود. در شمال افغانستان نیز قیچک در موسیقی سنتی رواج وسیعی دارد. در ولایات مثل بغلان، کندز و بلخ از قیچک در محافل عروسی و دیگر مراسم خوشی استفاده می شود.

با رواج بیشتر قیچک، با حمایت وزارت فرهنگ و هنر وقت ساختمان و کو آن تکمیل و تنظیم شد و سه گونه قیچک تکمیل‌تر به نام‌های قیچک سوپرانو (به طول ۵۶٫۵ سانتی‌متر)، قیچک آلتو (۶۳ سانتیمتر) و قیچک باس به همان نسبت بزرگ‌تر ساخته‌اند.وسعت هریک از این انواع حدود سه اکتاو است.قیچک سوپرانو سازی است که قابلیت ثکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است ولی دو نوع دیگر(آلتو و باس) بیشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود.آرشه ی قیچک، پس از استاندارد سازی، عینا همان آرشه ویولن است.

منابع:

  • سازشناسی، پرویز منصوری از انتشارات اداره کل آموزش هنری وزرات فرهنگ و هنر 1355

 

پرونده:Ghaychak.jpg

حشمت‏اللَّه  جودکی

 حشمت‏اللَّه  جودکی  در  سال 1309  شمسى  در  شهر  زیبای  بروجرد  و  در  یک خانوده‏ى هنردوست و هنرمند  بروجردی  كودكى دیده به جهان گشود كه وى را حشمت‏اللَّه نام نهادند. پدر وى عظیم جودكى  یكى از نوازندگان بنام كمانچه در بروجرد و عموى او غلامرضا جودكى نیز با  نواختن ویولن آشنا و این ساز را به خوبى مى‏نواخت.

دوران    كودكى   حشمت  در   جوار   پدر  و   عموى   هنرمند   خویش  سپرى  مى‏شد و هنگامى  كه  پدر  و  عموى او در خانه به نواختن ساز مشغول بودند  حشمت  دست  از  بازى‏هاى  دوران   كودكى   كه  مخصوص  سن  و  سال هر طفلى     است   مى‏كشید  و  به  نواى   ساز آنان  گوش   فرامى‏داد   و   چنان موسیقى  در  تار و  پود   وى   طى  چند  سال  اثر گذاشت  كه  دیگر  آن  طفل سال‏هاى   گذشته  نبود  و  تمام   خواسته‏هاى  وى  در  داشتن  یك  ویولن  و  نواختن  آن  یكجا  متركز   گردیده  بود   ولى  دسترسى   به  آن براى  حشمت  امكان  نداشت   زیرا از یك   طرف به  واسطه  عدم  امكان   مالى  جهت  خرید  ویولن و از   طرف  دیگر  مخالفت   جدى  عموى  او  با فراگیرى  سا ز،  مدت‏ها  وى  را  از   معشوق   خود  كه   همان   ویولن   بود  دور  نگه  داشته و  شب و روز  بى‏قرار  و در التهاب بود  ولى یك  روز وى تصمیم به  ساختن ویولن  براى  خود  گرفت.  ابتدا  تكه  تخته‏اى  تهیه  نمود و با قرار دادن  چهار  عدد  سیم بر   روى  آن  و   یك   تركه   كه با  موى    دم اسب   درست  كرده  بود  شروع  به  نواختن  و  تمرین   نزد  خود  كرد. و  آنقدر به تمرین  ادامه   داد تا   توانست از   همین  تكه  تخته ‏پاره، صدایى نسبتاً شنیدنى بیرون بیاورد . در این زمان كه پدر ذوق  و شوق  فرزند خویش را در نواختن  این ساز بیش از حد تصور دید،  براى او   ویولن   خرید   و   در  اختیار   وى  قرار   داد   و   از    این    زمان  بود   كه    حشمت‏اللَّه  جودكى در   مسیرى    درست  و  صحیح  براى  فراگیرى این ساز ظریف، حساس و خوش‏صدا قرار گرفت.
 
تمرین‏هاى شبانه‏روزى و كوشش و ممارست وى به زودى اثر خود را بخشید به  طورى  كه  وى  در  سن  سیزده  سالگى  آوازه شهرت و نواى سازش از سراسر بروجرد گذشت و به شهرهاى اطراف  رسید و در مجالس دوستان از وى خواهش مى‏شد كه براى رونق بخشیدن به محافل آنان، او دست به ساز برد و پنجه‏اى براى آنان بنوازد.
 
 جودكى در  سن  سیزده  سالگى،  زمانى  كه  مرحوم  قمرالملوك  وزیرى به بروجرد براى اجراى كنسرت  رفته بود،  همراه آواز این  هنرمند  ممتاز و بزرگ آواز در سینما تاج بروجرد، آواز قمر را با ساز خود  همراهى  كرد  و  با توجه به این كه وى در آن زمان انگشتانش مسلط روى سیم‏هاى ساز نبود، به خوبى از عهده كار برآمد و این ذوق و استعداد وى را در آن سنین  نشان مى‏دهد. وى از سن  چهارده  سالگى  در  شهر  بروجرد ، بالاى داروخانه بوعلى سینا واقع در خیابان  شهداى  فعالى  اقدام  به تأسیس  كلاس موسیقى كرد و به هنرجویان مشق ویولن مى‏داد .
 
 در ضمن، خود روزى چهارده ساعت تمرین و به نواختن   ویولن  مى‏پرداخت و تنها استراحت  كمى كه   مى‏كرد،   دوباره  به   تمرین  ادامه  مى‏داد  و همین تمرینات، وى را به سرعت  در كار نوازندگى   پیشبرد   و در  این زمان ، از طرف مسئولین رادیو خرم‏آباد لرستان كه در قلعه فلك‏الافلاك متمركز بود از وى براى شركت در  برنامه‏هاى  هنرى  این  رادیو  دعوت  به عمل آمد و او این  دعوت را پذیرفت و همكارى خود را مدت‏ها با این  رادیو ادامه  داد. پس از چندى از طرف رادیو اصفهان از او دعوت گردید تا در برنامه‏هاى این رادیو شركت كند و حشمت این دعوت را هم پذیرفت و چند سالى نیز مستقیم با این رادیو همكارى كرد.
 
 وى در این زمان به سن 23 سالگى رسیده بود كه نواى سازش به حد اعلاء به گوش مردم ایران رسیده و به دروازه شهرت نزدیك گردیده بود. مدتى بعد بنا به دعوت مسئولین رادیو آبادان به آن دیار رفت و با این رادیو همكارى و در برنامه‏هاى مختلف آن شركت و نوازندگى كرد. سپس در برنامه‏هاى شما و رادیو چند برنامه مختلف نیز در تهران شركت و همكارى نمود و قطعاتى بس زیبا سلونوازى كرد. اصولاً باید دانست كه موسیقى ایران صرفنظر از پیش‏درآمدها، رنگها و چهار مضرابها و ترانه‏هاى محلى، بیشتر بداهه‏نوازى و بداهه‏خوانى است و خوانندگان و نوازندگان با یادگیرى كم و بیش دستگاهها و ردیف‏هاى موسیقى ایرانى به آن دست مى‏زنند و این وضع منحصر به فرد و ممتاز مخصوص موسیقى ایران است كه چنین اینجاب مى‏نماید و براى این كه یك نواخت و خسته‏كننده نشود بداهه‏نواز (سلیست) نغمه‏هایى را در قالب گوشه‏هاى دستگاهها مى‏آفریند بدون اینكه احتیاج به نت داشته باشد و بنا به آفریده‏هاى درونى و احساسى خود آن را خلق مى‏كند و به گوش آدمى مى‏رساند و به طور كلى اگر بخواهیم بداهه‏نوازى را تعریف كنیم باید بگوییم كه بداهه‏نوازى (سلیست): «آفرینش نغمه‏ها و ملودى‏هایى است كه قبلاً وجود نداشته و كسى نساخته و نوازنده یا خواننده بدون زمینه قبلى، در همان زمان نوازندگى و خوانندگى فى‏البداهه به آفرینش نواها و نغمه‏ها مى‏پردازد. و این در وجود هر سلیست و خواننده‏اى نمى‏باشد. كسانى كه از استعداد خاص و ویژه‏اى در هنر نوازندگى و خوانندگى برخوردار باشند به این مقام مى‏رسند و به همین سبب ما در موسیقى ایران مى‏بینیم تعداد بداهه‏نوازان به قول معروف از تعداد انگشتان دستان تجاوز نمى‏كند». استعداد ویژه و ذات وجودى جودكى در موسیقى، وى را یكى از بهترین و در ردیف خوبان و بزرگان سلونواز موسیقى ایران قرار داد و این چیزى است كه همه مى‏دانند ولى افسوس كه جو نامساعد و باندبازى‏ها، بخل و غرض‏ورزیهاى عده‏اى هنرمندنما كه در سیستم گذشته تمام دستگاههاى رادیو و تلویزیون را در تیول خود و وابستگان داشتند مانع پخش صداى ساز سلو و سلونوازى حشمت جودكى‏ها، ناصر زرآبادى، شاپور نیاكان‏ها، مسعود حسنخانى‏ها، مظفر بشیرى‏ها، محمدحسین یاحقى‏ها، سیاوش زندگانى‏ها و... گردیدند و سدى شدند نه تنها مانع ترقى و پیشرفت جوانان اهل هنر و آگاه و مستعد، بلكه موجب گردیدند كه در كل موسیقى ما دیگر سلیستى كمتر قد علم نماید. و به همین سبب است كه نواى ساز حشمت آنطور كه باید و شاید به گوش مردم ایران نرسید و این هنرمند مهجور و بى‏ادعا با توجه به هنر بالنده و مشخص خود كه همان بداهه‏نوازى است، تقریباً ناشناس بماند. حشمت جودكى، آهنگ‏هاى خوب و به یاد ماندنى دیگر از هنرمندان خواننده ساخت و اجرا كرد و از خصوصیات بارز وى، پاى‏بند بودن به اصول مذهبى و اخلاقى و انسانیت است. رومن رولان نویسنده بزرگ فرانسوى مى‏نویسد: «هنر اگر نتواند با انسانیت كنار بیاید بهتر است نباشد». و این را باید بسیارى از كارشكنان، حاسدان و نظر تنگانى بدانند كه داراى چنین روش مذموم و ناپسندى مى‏باشند و هنوز با خود این بار كثیف را به دوش مى‏كشند. حشمت جودكى به موسیقى اصیل و سنتى ایران علاقه بسیار دارد و به زبانى دیگر عاشق است و روزانه بیشتر اوقات خود را صرف تمرین و سلونوازى مى‏كند و باقدرت و آگاهى تمام مقام‏ها و گوشه‏ها و دستگاههاى مختلف موسیقى ایران را مى‏نوازد و به حفظ و حراست این موسیقى معتقد مى‏باشد. وى هنرمندى است كه به هنرمند و هنرمند واقعى ارج و احترام مى‏گذارد و همیشه این بیت شعر را زیر لب زمزمه مى‏كند: «ما قصه‏ى سكندر و دارا نخوانده‏ایم از ما بجز حكایت مهر و وفا نپرس» درباره نحوه‏ى نوازندگى و ساز وى، نگارنده طى هشت سال كه افتخار آشنایى با جودكى را پیدا كرده‏ام
 
 هنرمندان بزرگ و صاحب نظرى مثل: استاد على‏اصغر بهارى، استاد عبداللَّه جهان‏پناه، رضا گلشن‏راد، استاد اسماعیل زرین‏فر، استاد ابراهیم قنبرى، عباس تهرانى (تاش) و اكبر سلیمى‏تبار، عباس شاپورى، محمد میرنقیبى جویا گردیدم كه به نظر گرامیتان مى‏رسد: استاد بهارى: «حشمت‏اللَّه جودكى در بداهه‏نوازى یكى از نوازندگان خوب و چیره‏دست مى‏باشد كه دستگاههاى موسیقى ایرانى را خوب مى‏شناسد و خوب مى‏نوازد و شسته و رفته تحویل مى‏دهد.» رضا گلشن‏راد: «حشمت‏اللَّه جودكى از نظر نوازندگى و سلونوازى بسیار مسلط و اطلاعاتش در مورد ردیف‏ها و گوشه‏هاى موسیقى ایرانى بسیار وسیع و گسترده مى‏باشد، وى در نوازندگى خیلى چیره‏دست و ماهر است و بر بسیارى از نوازندگانى كه مدعى تكنوازى مى‏باشند صددرصد ارجحیت دارد.» محمد میرنقیبى: «ساز سلوى آقاى حشمت‏اللَّه جودكى را گوش دادم، بسیار لذت بردم و معتقدم یكى از بهترین سلونوازان مى‏باشد، خوب بود از وجود چنین استعدادهایى به موقع در موسیقى ایرانى استفاده مى‏شد.» عبداللَّه جهان‏پناه: «حشمت‏اللَّه جودكى یكى از سلونوازانى است كه اگر به جاى كارشكنى در كارش، وى را تشویق و حمایتش مى‏كردند یكى از بزرگان موسیقى و سلیست‏نوازان ایرانى مى‏شد. به هر حال اكنون یكى از ستاره‏هاى درخشان بداهه‏نواز است.» استاد اسماعیل زرین‏فر: «حشمت‏اللَّه جودكى در نوازندگى، سبك مخصوص خود را دارد و از تكنیك بالائى برخوردار است كه از تنوعات و ابداعات و تغییرات فراوان بهره‏مند است و پیداست كه خیلى زحمت كشیده است تا توانسته چنین پوزیسین‏هایى را هنگام نواختن بگیرد و این كار نتیجه سالیان دراز و طولانى نوازندگى مى‏باشد كه از استعداد خدادادى نیز كاملاً بهره برده است و من شخصاً هركسى را هم كه یك ساعت با موسیقى مأنوس و نوازندگى كرده باشد به او احترام مى‏گذارم چه رسد به اینكه نوازنده‏اى این چنین باشد و در روح و قلب انسان صداى سازش رخنه كند.» استاد ابراهیم قنیرى: «حشمت‏اللَّه جودكى در نوازندگى سبك مخصوص خودش را دارد و هنگام نواختن از همه امكانات، از آرشه، سیم‏ها، پنجه‏ها و مهمتر استعداد ذاتى خود به حد كافى استفاده مى‏برد. و به همین دلیل است كه ریتم‏ها، ریتمى‏هایى خاص و دور از هر تقلیدى مى‏باشد.
 
من باور نمى‏كردم كه ایشان چنین پنجه‏اى شیرى و گیرایى داشته باشد و بسیار خوشحالم كه این اواخر من چنین نوازنده‏اى را دیدم و صداى سازش را شنیدم و افسوس مى‏خورم كه چرا از وجود این هنرمندان استفاده‏ى درست و كافى نشد.» عباس شاپورى: «من طى سالیان دراز كه با هنرمندان و نوازندگان خوب بخصوص بداهه‏نوازان آشنایى و معاشرت داشته‏ام، كمتر بداهه‏نوازى را نظیر حشمت‏اللَّه جودكى مشاهده نموده‏ام. وى علاوه بر شیرین‏نوازى و پنجه قوى و ورزیده‏اى كه دارد پوزیسین‏هاى بسیار خوبى نیز هنگام نوازندگى دارد كه حاكى از تسلط وى بر ساز مى‏باشد». اكبر سلیمى‏تبار: «حشمت‏اللَّه جودكى در سلونوازى، یكى از بزرگان موسیقى سنتى ایران است كه اگر به او توجه مى‏شد یكى از ستاره‏هاى درخشان آسمان هنر موسیقى ایران مى‏گردید با این وصف باز هم یكى از بداهه‏نوازان بزرگ موسیقى ایرانى است». عباس تهرانى (تاش): من در طول حیات هنرى خود نوازندگان خوب و بزرگى را بسیار دیده و با ایشان آشنایى و انس و الفت داشته و دارم، در میان این بزرگان حشمت‏اللَّه جودكى یكى از ایشان است كه پنجه‏اى بسیار شیرین و ورزیده دارد». اكبر سلیمى‏تبار، هنرمند ارزنده «گلها» قطعه شعرى در وصف حشمت‏اللَّه جودكى سروده است كه از نظر خوانندگان محترم مى‏گذرد: حشمت و عزت است عنداللَّه جود، كى؟ از خدا جدا باشد حشمت‏اللَّه جودكى ز هنر این سه نعمت ورا عطا باشد هنر آید بكف ز جهد زیاد گر بود ذوق و هوش و استعداد رنجها برده در هنر بسیار تا هنرمند گشته و استاد آنچه را مى‏نوازد اندر ساز جملگى دلكشند و روح‏نواز نغمه‏هایش همه خوش و شیرین شادمان مرغ دل دهد پرواز در هنر پایه‏اش بسى والاست مهربان است و خوب و اهل صفاست حشمت‏اللَّه مرد محجوبى است حق نگهدارد كه او مرد خداست
 
«هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق» «ثبت است بر جریده عالم دوام ما» «حافظ» بودند و هستند در موسیقى ما كه تكنواز و تنهانوازى كردند و مى‏كنند ولى بداهه‏نواز خیلى كم داشتیم و داریم، بداهه‏نواز باید خلاق باشد، بداهه‏نواز باید ابتكاراتى داشته باشد كه توأم با علم و عشق به موسیقى آن را ادامه دهد، اصولاً موسیقى اصیل ایرانى داراى راز و رمزهایى است كه همه‏كس بدان دست نمى‏یابد و فقط كسانى به این اسرار پى مى‏برند كه عارف باشند، عاشق باشند، عاطفى باشند و به موسیقى، این هنر والا و ارزشمند آسمانى واقعاً عشق بورزند. كسانى مى‏توانند بداهه‏نوازى كنند كه این راز و رمزها را پیدا كرده باشند. حشمت‏اللَّه جودكى، یكى از بداهه‏نوازان خوب و باقدرت است كه داراى پنجه‏اى شیرین و ورزیده مى‏باشد و امكان ندارد كه ساعتى دستگاهى یا گوشه‏هایى از موسیقى سنتى ایران را بنوازد، آن را تكرار نماید. ولى هیچگاه به او میدان داده نشد تا بتواند هنر خود را به گوش دوستداران موسیقى سنتى كشور برساند و گردانندگان وقت رادیو هم (پیش از انقلاب) كه امكان فعالیت را مى‏توانستند براى وى و امثال او فراهم آورند، نه تنها كوتاهى كردند بلكه حسادت هم مى‏كردند و این مؤسسه فرهنگى و هنرى را كه مى‏شد مثل بسیارى از ممالك پیشرفته جهان مدرسه‏اى باشد براى پیشرفت علم و دانش و موسیقى و موسیقى‏دانان، تبدیل به مؤسسه‏اى كردند كه پیش از آن كه كارهاى آن بر مبناى ضوابط و اصول صحیح قرار گیرد، روى روابط و پارتى‏بازى قرار گرفت و در نتیجه به او امكان ندادند كه در رادیو كه صداى همه مردم بود به هنرنمائى و نوازندگى پردازد و این مسئله‏اى است كه همه هنرمندان و اهل فن در این قسمت درباره وى و عده‏اى دیگر مى‏دانند و از آن آگاهى دارند. امثال جودكى‏ها كم نبودند، آن كسانى كه این وضع را در طول شكوفائى موسیقى اصیل و سنتى ایران به وجود آوردند موجب گردیدند كه ما اكنون بداهه‏نواز جز چهار پنج نفر در موسیقى ایران نداشته باشیم و این خود یك خیانت به موسیقى اصیل و سنتى ایران بود. كارشكنى و سنگ‏اندازى كردن در راه چنین هنرمندان آماده و مستعدى كه در طول زمان خیلى بندرت و كم و استثنائى پیدا مى‏شوند جاى عفو و بخشش ندارد و آن كارشكنان غافل از این بودند و شاید هنوز هم باشند، زیرا باید بدانند كه در طول حیات بشر، انسان‏هایى متولد شده و مى‏شوند كه به ظاهر روزى از دار دنیا مى‏روند. این آدمها تولد دارند، اما مرگ ندارند و همیشه زنده خواهند بود و هرچه عمر تاریخ بگذرد جلا و شفافیت هنر آنان بیشتر مى‏گردد.
 
 
   اكبر سليمى‏تبار، هنرمند ارزنده «گلها» قطعه شعرى در وصف  حشمت‏اللَّه جودكى سروده است كه از نظر خوانندگان محترم مى‏گذرد:
 

حشمت و عزت است عنداللَّه
جود، كى؟ از خدا جدا باشد
حشمت‏اللَّه جودكى ز هنر
اين سه نعمت ورا عطا باشد
هنر آيد بكف ز جهد زياد
گر بود ذوق و هوش و استعداد
رنجها برده در هنر بسيار
تا هنرمند گشته و استاد
آنچه را مى‏نوازد اندر ساز
جملگى دلكشند و روح‏نواز
نغمه‏هايش همه خوش و شيرين
شادمان مرغ دل دهد پرواز
در هنر پايه‏اش بسى والاست
مهربان است و خوب و اهل صفاست
حشمت‏اللَّه مرد محجوبى است
حق نگهدارد كه او مرد خداست
 
 
    برگرفته از کتاب:
 
  مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد چهارم)


 

                       ecards.jpg  

احمد  معطری /   آلمان

 برخیز   و   ببین  جهان  پُر   از   فتنه   شده

  برخیز   و   ببین     زمانه   بد    رنګی    شده

 

  برخیز   و   ببین    که   دل    ز    ماه ام     بُردند

  در    عالم     عشق    ،    حق    ما    را    خوردند

 

  برخیز   و   ببین   ز  دوستی   کلامی    مانده  است

   از    صحبت    حق    ،    فقط    ملالی   مانده   است

 

  بر خیز     و       ببین     ،     بلند      بر     بام      دلم

  ز   جنګل   سبز    ،   فقط    چناری   مانده    است

 

  بر خیز    و    حیا      مکن    ،    اګر     ننګ    زنند

  بر   بیشهء    عمر   ما    ،   همی    تیشه   زنند

 

  بر خیز     و     دهان     باز  کن    و    داد  بزن

  اهل   ریای    جهان   را    ،   تو    فریاد  بزن

                           احمد  معطری /   آلمان

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 آنقدر  عشق  تو  را  در  دل  خود  جای  دهم

                              که  خجالت زده  آیی  و  بګویی  که  بس  است

بوی نوروز | ایرج بسطامی

بوی نوروز | ایرج بسطامی، حمید متبسم، سعدی
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار
دگر مجمر مَنِه، آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست؛ ای گل کجایی؟
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر! جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز

http://everlastingsongs.persiangig.com/images/bastami3.jpg

ارکستر موسیقی ملی ایران

ارکستر موسیقی ملی ایران توسط فرهاد فخرالدینی در سال ۱۳۷۷ با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی راه‌اندازی شد و در نخستین اجرای این ارکستر از آواز محمدرضا شجریان و ساخته‌های علی تجویدی بهره برد.

بیش از ۲۷۰ قطعه موسیقی در گنجینه ارکستر ملی است. میانگین سنی نوازنده‌های ارکستر موسیقی ملی ۲۵ تا ۳۰ سال بود که حسین علیزاده در صحبتهای خود این میانگین سنی را از ویژگی‌های این ارکستر دانست.

  • ارکستر ملی ایران با نود و سه نوازنده به رهبری فرهاد فخرالدینی و آواز محمدرضا شجریان به مدت چهار شب و با استقبال بیست هزارنفر از علاقه مندان به موسیقی در باغ موزه چهلستون در تیرماه سال ۱۳۷۷ به اجرا درآمد در آن شب بزرگان موسیقی ایران:حسن کسایی، شاه زیدی و فریدون مشیری و علی تجویدی به عنوان مهمانان افتخاری حضور داشتند.
  • کنسرت ارکستر ملی در باغ عفیف آباد شیراز ۲۴-۲۵ تیر -۱۳۸۷
  • کنسرت ارکستر ملی - جشنواره موسیقی فجر در تالار وحدت ۲۳ آذر ۱۳۸۷
  • این ارکستر در سال ۱۳۸۷ که از پرکارترین گروه‌های موسیقی بود که نزدیک به ۱۳ اجرا روی صحنه برد که علاوه بر تهران، موسیقی را به شهرستان‌ها برد.
  • از دیگر موارد میتوان به اجرای کنسرت‌هایی درکشورهای سویس، کویت و شهرهای پکن و شانگ‌های چین و همچنین اجراهای متعدد در تهران، سنندج، شیراز و اصفهان اشاره کرد.به مدت ۱۱ سال از ابتدا تا سال ۱۳۸۸ فرهاد فخرالدینی رهبر ارکستر ملی ایران را به عهده داشت در سال ۱۳۸۸ وی از این سمت استعفا داد و پس از وقفه دوساله و تعطیلی این ارکستر بردیا کیارس رهبری جدید را برعهده گرفت.

    حاشیه‌ها از لغو کنسرت محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۸ شروع شد. در پی لغو این برنامه که سایت شرکت دل آواز منتشر کرد، دفتر موسیقی وزارت ارشاد نامه‌ای به رسانه‌ها ارسال کرد که در آن نوشته شده بود برای کنسرت شجریان مجوزی صادر نشده‌است.

    ارکستر در تیرماه سال ۱۳۸۸ از سوی دفتر موسیقی وزارت ارشاد به بنیاد رودکی واگذار شد و فرهاد فخرالدینی پیرامون حواشی ارکستر ملی و ادامه همکاری خود با این ارکستر به مهر گفت: دیگر تمایلی به ادامه همکاری با ارکستر ملی و رهبری این مجموعه ندارم و از رهبری این ارکستر کناره گیری کرد.فخرالدینی دربارهٔ دلایل این تصمیم خود گفت:

    « در حال حاضر ترجیح می‌دهم سکوت کنم و بهتر است دلایل این امر را از دکتر خبری رئیس مرکز موسیقی وزارت ارشاد پیگیری کنید  »

     

    روابط عمومی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بلافاصله به این گفته فخرالدینی واکنش نشان داد و طی یک نمابر، تکذیبیه‌ای صادر کرد این دفتر اعلام داشت: ارکستر موسیقی ملی به‌منظور ساماندهی بهتر امور اجرایی و استفاده از ظرفیت‌های مجموعه ارکستر ملی ایران و فعالیت‌های استانی به بنیاد رودکی واگذار شده و فرهاد فخرالدینی همچنان رهبر این ارکستر است. در این نمابر آمده‌است: به جهت حجم فعالیت‌ها و مشغله‌های انجمن موسیقی ایران در انجام امور ۳ مجموعه ارکستر ملی ایران، ارکستر سمفونیک و گروه کر دفتر موسیقی و ساماندهی بهتر امور اجرایی و استفاده از ظرفیت‌های مجموعه ارکستر ملی ایران و فعالیت‌های استانی ارکستر ملی به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی واگذار شده‌است.

    رهبر جدید اکستر

    در تاریخ: ۱۳۸۹/۹/۲۸ نشست خبری ارکستر ملی ایران با حضورعلی ترابی سرپرست دفتر مرکز موسیقی و شورای فنی این ارکستر که شامل، ارسلان کامکار، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده، فردین خلعتبری و بردیا کیارس رهبر جدید این ارکستر در تالار وحدت برگزار شد.

    علی ترابی:

    «

    طی سال گذشته تلاش کردیم تا مجددا ارکستر ملی با رهبری آقای فخرالدینی فعالیت خود را از سر بگیرد و به همین دلیل فعالیت آن برای مدتی نامشخص بود، متاسفانه جناب آقای فخرالدینی تمایلی برای شروع مجدد فعالیت ارکستر نداشتند و ما به احترام ایشان به عنوان پایه‌گذار ارکستر ملی مدت‌ها صبر کردیم تا بلکه ایشان در تصمیم خود بازنگری صورت دهد که متاسفانه این انتظار به نتیجه نرسید.

    اعضا ارکستر تا قبل از تاریخ تیرماه ۱۳۸۸

    نام و نام خانوادگی سمت نام و نام خانوادگی سمت
    رضا عالمی ویولن۱ مانی هاشمیان ویولنسل
    امیر مینو سپهر ویولن۱ گلناز غراب ویولنسل
    محمد رضا کریمی ویولن۱ فرنوش عدل امینی ویولنسل
    مصطفی جوهریان ویولن۱ علیرضا خورشید فر کنترباس
    سحر دادبین ویولن۱ حسین بیات کنترباس
    شهره مهر آبادی ویولن۱ کارن کبیری کنترباس
    پیمان میر آقاسی ویولن۱ سپیده خداوردی کنترباس
    حمید رضا مختاری ویولن۱ شهرام رکوعی فلوت
    روح الله فروزش ویولن۱ محمد لقاء فلوت
    خسرو رحیمیان ویولن۲ حسین تاجیک آبوا
    هومن عباسی شمس ویولن۲ محمد حسین پور معین کلارینت
    مهتاب حسن خانی ویولن۲ شبنم پرورش کلارینت
    نادر کشاورز ویولن۲ علیرضا شیبانی فاگوت
    شهرام توکلی ویولن۲ محمود منتظم صدیقی تیمپانی
    بهرنگ آزاده ویولن۲ میلاد عمر انلو ساز ضربی
    نیما حسین زاده ویولن۲ مازیار حیدری پیانو
    آزاده شمس ویولن۲ بهناز ذاکری سنتور
    سالار محبوبیان ویولن۲ پریچهر خواجه قانون
    فریدون زرین بال آلتو شقایق بختیاری تار
    سهراب برهمندی آلتو فاطمه صادق تبار تار
    علی اکبرپور آلتو هیلا فیض پور تار
    هومن اتابکی آلتو مریم رضایی نژادیان تار
    عباس خسروی آلتو پدیده احرار نژاد تار
    آتنا زنگنه آلتو آوا ایوبی بم تار
    ارغوان اتابکی آلتو جلال امیرپورسعید بم تار
    محسن تویسرکانی ویولنسل علی پژوهشگر عود
    مجید اسماعیلی ویولنسل مرجان راوندی عود
    شاهرخ خلیل نژاد ویولنسل داوود بزرگ پور تنبک و دف

    آهنگسازان و تنظیم کنندگان که آثارشان توسط ارکستر ملی اجرا گردیده‌است:

    آهنگسازان ایرانی

    • فرهاد فخرالدینی
    • علی تجویدی
    • مرتضی حنانه
    • حسام السلطنه
    • شیدا
    • مجید وفادار
    • روح الله خالقی
    • امیر جاهد
    • مرتضی نی داوود
    • پرویز یاحقی
    • حبیب الله بدیعی
    • همایون خرم
    • مهدی مفتاح
    • علی سلیمی
    • امیر حسین زندیان
    • کامبیز روشن روان
    • فریدون زرین بال
    • شهرام توکلی
    • علی اکبر قربانی
    • بهرنگ آزاده
    • مازیار حیدری
    • محمود بهشتی زاده
    • اسفندیار رنجبری
    • علی تحریری

    آهنگسازان غیر ایرانی

    • خیام میرزازاده
    • طالب خان شهیدی
    • عزیز حاجی بیکف
    • سعید رستمف
    • سلیمان علسگرف
    • توفیق باکی خانف
    • آذر رضایف
    • سعید رستمف
    • لطفیار ایمانف
    • آنتوان روبنشتین
    • قنبر حسینلی
    • رضایف
    • عزیز بیکف
    • ازیر حاجی بیکف
    • توفیق قلی خان اف
  • ارکستر سمفونیک تهران

     

    نخستین بار در ۱۳ آذر ۱۳۱۲ به رهبری غلامحسین مین باشیان و با نام ارکستر سمفونی بلدیه (شهرداری) فعالیت خود را آغاز نمود. این ارکستر در ۱۳۲۴ به وسیله پرویز محمود تجدید سازمان و به شکل کنونی‌اش درآمد. پرویز محمود در آن زمان رئیس هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) بود و چند تن از همکاران و دوستانش مانند غلامحسین غریب گرگانی (نوازنده کلارینت) و روبیک گریگوریان (نوازنده ویلن و رهبر آواز گروهی) در این کار با او همکاری داشتند، این ارکستر تا اوایل دهه ۵۰ از کمکهای دولتی به صورت محدود برخوردار بود و از این زمان دارای بودجهٔ مستقل و قابل توجه شد. با این وجود، در سال‌های اخیر کم بودن این بودجه باعث دستمزد پایین نوازندگان و در نتیجه افت کیفیت اجرا شده‌است .

    در سال ۱۳۶۹ فریدون ناصری (نوازنده سازهای کوبه‌ای) رهبر ارکستر شد. پس از کناره‌گیری و سپس درگذشت وی، ثبات رهبری در ارکستر سمفونیک کاهش قابل ملاحظه‌ای نشان داد ، چنان که پس از او نادر مشایخی، ایرج صهبایی و علی رهبری هر یک به مدت حدود یک سال رهبری ارکستر را در دست داشتند. رهبری این ارکستر در حال حاضر بر عهده نادر مرتضی‌پور است.ارکستر سمفونیک تهران در طول سال‌های فعالیت خود بارها اوج و افول را تجربه کرده است. به گمان بعضی، دوران طلایی این ارکستر به پیش از انقلاب اسلامی ایران و زمانی بر می‌گردد که نوازندگان بزرگی همچون یهودی منوهین با این ارکستر همکاری می‌کرده‌اند. در سال‌های اخیر، منتقدان نسبت به افول این ارکستر ابراز نگرانی کرده‌اند. با این حال، در اواخر دهه ۸۰ خورشیدی، ارکستر سمفونیک تهران با رهبری شهرداد روحانی چند اجرا داشت که نظر مثبت منتقدین را به همراه داشت. عده‌ای این تفاوت را ناشی از ارتباط قوی روحی و کاری شهرداد روحانی با اعضای ارکستر ارزیابی کرده‌اند.

    ارکستر سمفونیک تهران تا کنون توسط رهبرهای سرشناس ایرانی و غیر ایرانی رهبری شده‌است. پس از انقلاب اسلامی ایران، تا سال ۱۳۸۹ این ارکستر هرگز رهبر غیر ایرانی نداشت. در سال ۱۳۸۹ ماتیاس سباستین کروگر آلمانی، اولین رهبر غیر ایرانی این ارکستر پس از انقلاب شد.

    فهرست رهبرهای ثابت و مهمان ارکستر سمفونیک تهران به شرح زیر است:

    • پرویز محمود
    • روبیک گریگوریان
    • مرتضی حنانه (۱۳۳۳-۱۳۳۱)
    • حشمت سنجری (۱۳۳۶-۱۳۳۴) 
    • هایمو توبیر (۱۳۳۹-۱۳۳۶)
    • حشمت سنجری (۱۳۵۱-۱۳۳۹)
    • فرهاد مشکات (۱۳۵۷-۱۳۵۱)
    • نادر مرتضی پور (۱۳۶۱-۱۳۶۳)
    • فریدون ناصری (۱۳۷۱-۱۳۶۹)
    • علی رهبری (۱۳۸۴-۱۳۸۳)
    • نادر مشایخی (۱۳۸۶-۱۳۸۴)
    • منوچهر صهبایی (۱۳۸۶-۱۳۸۸)
    • ماتیاس کروگر (۱۳۸۹ مهمان)
    • درک گلیسون (۱۳۸۹ مهمان)
    • شهداد روحانی (۱۳۸۹ مهمان)
    • نادر مرتضی پور (۱۳۹۰)

    سايت حسين عليزاده

    دوستان عزيز اين بار قصد دارم بمناسبت اول شهريور ماه سالروز تولد استاد حسين عليزاده سايت ايشون رو در وبلاگم قرار دهم تا اونهايي كه از دوستداران ايشون هستن از مطالب سايت بهرمند بشن.سالروز تولد استاد مباركباد.

     سايت استاد حسين عليزاده

     

    کنسرت میلان ۲۰۱۰ عکاس رضا مشکسار

    سالروز تولد استاد حسين عليزاده

    حسین علیزاده سال ۱۳۳۰ در منطقه سید نصر الدین بازار تهران متولد شد.  پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت. او نزد هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن، و عبدالله دوامی موسیقی آموخته‌است و در سال‌های آغازین دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی در دانشگاه آزاد برلین نیز تحصیل کرده‌است.

    علیزاده در سال ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی بود. دو کنسرت او در جشن هنر شیراز آغاز راه او به عنوان یکی از وزنه‌های موسیقی ایران بود. او با عضویت در گروه چاووش همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرد و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشت. علیزاده در اوایل دههٔ هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.

    علیزاده هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه تهران است و تا سال ۱۳۸۴ با شجریان در قالب گروهی چهار نفره همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان به برگزاری کنسرت و اجرای برنامه در کشورهای مختلف مشغول بود.

    حسین علیزاده دارای دو فرزند به نام‌های صبا (نوازندهٔ کمانچه) و نیما (نوازندهٔ رباب و تار) است که هم اکنون در گروه هم آوایان زیر نظر علیزاده فعالیت دارند.حسین علیزاده تا به حال سه بار برای آلبوم‌های فریاد، بی تو به سر نمی‌شود و به تماشای آب‌های سپید نامزد جایزه گرمی در بخش «بهترین آلبوم سنتی جهان» شده است. جوایز گرمی معتبرترین جایزه صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا محسوب می‌شود.

    ادامه نوشته