موسيقي اصيل ايراني
موسيقي اصيل ايراني
علي اكبر شيدا
علی اکبر بیات شیرازی ملقب به (مسرور علی شاه)فرزند شاه ولی مردی شاعر،خوشنویس و موسیقیدان بود که در شسراز متولد شده و در خانقاه صفی علیشاه در تهران در گذشت.در مسلک درویشی طریقه نعمت اللهی اختیار کرده بود و در حلقه مریدان صفا علی ظهیرالدوله از مرحوم صفی علیشاه پیروی می کرد.علی اکبر شیدا یگانه شاعر تصنیف سازی است که قبل از عارف قزوینی می زیسته و عارف هم او را بر خود مقدم دانسته و در واقع شیدا راه گشا و راهنمای عارف در تصنیف سازی بود و به عبارتی تاریخ تصنیف سازی و ترانه سرائی در ایران با شیدا آغاز می شود.چه تصنیفهای پیش از او،هرگز شکل تصنیفهای او را نداشته و با شعر و موسیقی تا این حد همگام نبوده است.او مختصر سه تاری میزد و خط نستعلیق را هم خوش مینوشت و آهنگها و اشعارش بسیار مطلوب و دلنشین است و تصنیفهائی که ساخته،پس از گذشت زمان هنوز جزو آثار دلنشین و جاودانه موسیقی ایران به شمار می آیند.علاقه و اعتقاد او به طریقت درویشی و خانقاه به حدی بود که تصنیفی زیبا در مایه سه گاه به نام «مولود نبی»ساخت و یکی از بهترین آثار هنری او به شمار می رود.برخی ترانه های او داستانی دارد و در وصف معشوقی سروده است.از مشهورترین تصنیفهای او (ای ساقیا)در ابوعطا و(چشم بی سرمه) در شور و (دوش دوش ) در افشاری است.شيدا در سال ۱۲۵۹ در شيراز متولد و درسال ۱۳۲۴ هجري قمري در گذشت.شيدا متجاوز از ۶۰ اثر دارد كه با همكاري اركستر گلها و گروه شيدا و به خوانندگاني چون مرضيه الهه نادر گلچين پريسا سيمابينا سيمامافيها پوران و...اجرا و بازخواني شده است.يكي از اولين ترانه شيدا ترانه مكن اي دوست مكن در دستگاه سه گاه ميباشد اين اجرا توسط بانو مرضيه صورت گرفته است.
سيما بينا
مصاحبه اي كمياب
بردي از يادم
پرويز ياحقي و استاد صبا
فرید فرجاد
موسیقی ایرانی
برنامه گلها
برنامه گلها
برنامه گلها
برنامه گلها
موسيقي برنامه گلها
مادر
مادر تویی برای من ، تا که نفس هست ، باصفا
نام پُر از حس و فدات ، در ذهن من ریشه زده
مادر همان زن فدا ، که شد به پای ما فنا
تو خسته بودی و ولی ، هرګز نګفتی سخنی
رنج کشیدی ، درد کشیدی ، رفتی چه زود پیش خدا
مادر تویی مثل خدا ، از جنس نُقل و صلوات
مادر تویی مثل ګُلها ، خوشبو و از جنس طلا
مادر ببین ز دوریت ، هنوز نګاهم خسته است
مادر نګاه کن به منو ، بکن به ما ها تو دعا
اګر یک روز بمیرمو ، بهشت برم ترا در آنجا نبینم
روم از آن بهشت برون ، با داد و فریاد به خدا
