جمعه چهارم فروردین 1391 18:5
 

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

شنبه یکم شهریور 1393 9:40

همدمی تا دل ما را دهد آرام کجاست
محرمی تا ز من آرد به تو پیغام کجاست؟

حسرت بوسه زدن بر لب گرمی دارم
لب یار ار ندهد دست، لب جام کجاست؟

باده گلرنگ و چمن خرم و سبز و من و چنگ
هر دو در ناله که آن سرو گل اندام کجاست؟

طمع صبح ندارم ز شبه تیره‌ی هجر
ماهتابی که بر آید ز لب بام کجاست؟

گر به روی تو برآشفت دلم دوش مرنج
بحر را پیش مه چارده آرام کجاست؟

کام خسرو نشدی همچو تو شیرین « فرهاد»
در ره عشق نگر پخته کجا خام کجاست؟

علی اشتری(فرهاد)

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

به یاد بانوی غزل سیمین بانو شنبه یکم شهریور 1393 9:37
 گلهای رنگارنگ برنامه شماره 566

 

اواز: اکبر گلپایگانی

 

ترانه: الهه

 

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

 

با همکاری هنرمندان:حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف/جهانگیر ملک

 

اهنگ : دشتی

 

تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی

 

اشعار: رفیق اصفهانی/کلیم کاشانی

 

غزل اواز: مریم ساوجی

 

گوینده:اذر پزوهش

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

بانوی غزل ایران چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 12:53

سیمین بهبهانی

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا

شراب نور به رگ های شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت

گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من

پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم

ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار

بهوش باش که هنگام آن رسید بیا

به گام های کسان می برم گمان که تویی

دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت

کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکسته تویی

مرا مخواه از این بیش ناامید بیا

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

وحشی بافقی چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 12:51

 

کمال الدین بافقی متخلص به وحشی از شعرای زبردست قرن دهم است . وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش طی کرد . او در مدت عمر مانند خواجه شیراز از مسافرت های دور و دراز احتراز می جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد . وحشی بافقی در حدود سال 999 هجری قمری درگذشت . مزار وی در محله سربرج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل ، برادر امام هشتم قرار دارد . آثار باقیمانده وی عبارتند از دیوان اشعار ، مثنوی خلد برین ، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرن ها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند .

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

عباس شهری سه شنبه هفدهم دی 1392 10:54


عباس شهري فرزند اسماعيل از شاعران نامي معاصر است.وي در سال ۱۲۸۹ خورشيدي در شهرستان تهران متولد شد.پس از تحصيلات ابتدائي و متوسطه از دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران در رشته كشاورزي دانشنامه گرفت.سپس در وزارت كشاورزي به كار مشغول شد و مشاغل متعدد يافت تا بازنشسته گرديد.در انواع شعر مهارت دارد ولي هنر ويژه وي در سرودن مثنويهاي اخلاقي و اجتماعي است.


 این شاعر توانا در سال 1369 دارفانی را وداع گفت

 

  



نمونه شعر او :


آن شنيدم كه خيرانديشي

گفت با دل شكسته درويشي

بعد از اين واگذار خرقه و دلق

زندگي كن چون ديگران با خلق

با كسي گفتگو نداري چيست ؟

سر گفت و شنو نداري چيست ؟

چون شنيد اين سخن ازو درويش

گفت : اي مرد پاك خيرانديش

خلق را رنگ و روی مي بايد

وين هنرها ز ما نمي آيد

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

بتو می اندیشم جمعه چهاردهم تیر 1392 12:40

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبي آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمي انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را مي شنوم؛ مي بينم.

من به اين جمله نمي انديشم.

به
تو مي انديشم.

اي سرپا همه خوبي!

تک و تنها به تو مي انديشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان.

تو بيا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.

من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛

ريسماني کن از آن موي دراز؛

تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستي تو بجوش.

من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش.

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

تسليت سه شنبه چهارم تیر 1392 23:21
درگذشت سه تن از اساتيد موسيقي ايراني استاد جليل شهناز و استاد فريدون

حافظي و استاد احمد ابراهيمي را به مردم هنرمند ايران زمين تسليت ميگم

روحشان شاد باد.

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

كنسرتي از بانو الهه دوشنبه ششم خرداد 1392 17:17
برايتان از بانو الهه كنسرتي گذاشتم اميدوارم لذت ببريد.

                                   كنسرتي از بانو الهه

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

اشعاري بمناسبت فصل بهار پنجشنبه یکم فروردین 1392 23:33

اشعار بهاري و نوروزي

سعدي

درخت غچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند

حريف مجلس ما خود هميشه دل مي برد

علي الخصوص كه پيرايه اي بر او بستند

بساط سبزه لگدكوب شد به پاي نشاط

ز بس كه عامي و عارف به رقص برجستند

يكي درخت گل اندر سراي خانه ماست

كه سروهاي چمن پيش قامتش پستند

به سرو گفت كسي، ميوه اي نمي آري

جواب داد كه آزادگان، تهي دستند

 

حافظ

صبا به تهنيت پير مي فروش آمد

كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد

هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار

كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش

كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

زفكر تفرقه باز آن تاشوي مجموع

به حكم آنكه جو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد

چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد

چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس

سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد

زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ

مگر زمستي زهد ريا به هوش امد

 

(گل) شعر بهاريه

مولانا جلال الدين محمد بلخي

امروز روز شادي و امسال سال گل              نيكوست حال ما كه نكو باد حال گل

گل را مدد رسيد زگلزار روي دوست             تا چشم ما نبيند ديگر زوال گل

مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ                        از كرّ و فرّ و رونق لطف و كمال گل

سوسن زبان گشوده و گفته به گوش سرو               اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل

جامه دران رسيد گل از بهر داد ما                زان مي دريم جامه به بوي وصال گل

گل آنجهاني است نگنجه درين جهان                       در عالم خيال چه گنجد خيال گل

گل كيست؟ قاصديست ز بستان عقل و جان                        گل چيست؟ رقعه ايست ز جاه و جمال گل

گيريم دامن گل و همراه گل شويم               رقصان همي رويم به اصل و نهان گل

اصل و نهال گل، عرق لطف مصطفاست                    زان صدر، بدر گردد آنجا هلال گل

زنده كنند و باز پر و بال نو دهند                  هر چند بر كنيد شما پر و بال گل

مانند چار مرغ خليل از پي وفا                    در دعوت بهار ببين امتثال گل

خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار               مي خند زير لب تو به زير ظلال گل

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

ميگويند مردم ايران زمين مرده پرست شده اند براستي راست ميگويند

باز هم نمونه اش را در غم از دست دادن استاد خرم شاهد بوديم.بعضي

از مردم كه اورا ميشناسند بخاطرش پيام دادند يا گاهي آهنگي از پخش

كردند.

حال سوال من اين است كه در زماني كه زنده بود توانستيد ايشون را به

ديگر مردم بشناسانيد.؟فرض كنيد چند صباحي بگذردببينيد همين افرادي

كه تا ديروز ميگفتند يادش گرامي چه ميگويند؟اي كسانيكه گروه موسيقي

تشكيل ميدهيد و كنسرت ميگذاريد شده است در هر كنسرتي با زدن

قطعات و يا اهنگهاي همين اساتيد موسيقي كه همه ما به آنها مديون

هستيم يادشان را گرامي بداريم فكر نميكنم.به هر حال اساتيد ديگري

چون جليل شهناز فرهنگ شريف جواد و بزرگ و منوچهر لشگري و

چند نفري ديگر كه زياد هم نيستند و به تعدا انگشتان دو دست هم

نميرسند هنوز زنده هستند بياييد تا هستند قدرشان را بدانيم.نه زمانيكه

فوت كردند تند تند پيام تسليت بفرستيم.

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

سروده ای از  بیزن ترقی در رسای همایون خرم

یاد ونام هر دوعزیز رفته گرامی باد


نه هرکه در غم خویش است محرم هنر است

که شور وشوقی اگر هست در غم هنر است

مباش شاد به این زندگی زود گذر

چرا که عالم جاوید عالم هنر است

به غیر عشق در این راه رهنمایی نیست

که هرکه همره عشق است همدم هنر است

به شهسوار سپاه طلیعه داربگو

به دوش مرد هنرمند پرچم هنراست

هنروری نگین نیاز خود نفروخت

به دست حاتم گنجور خاتم هنر است

شنو ز نغمه الهام بخش موسیقی

که این ترانه عشق است وملهم هنر است

زبان شکوه فروبسته ام زسوزدرون

چراکه زخمه ساز تو مرهم هنر است

مگر زساز همایون دلم شود خرم

که خود نشانه ای از روی خرم هنر است

نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

استاد محمد ملاقايي روزبهاني بروجردي دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 21:25
         

 

 

 

 استاد محمد ملاآقایی روزبهانی   بروجردی  در  سال  ۱۳۴۱  در

 شهر  زیبای  بروجرد  دیده  بجهان  گشود . ایشان  با  علاقه ایی

 که  به  موسیقی  اصیل  ایرانی  داشت   دوران  مقدماتی   آواز

 را  در  زادگاهش  بروجرد  فرا گرفت  و  بعد  به  محضر  استادان

 فن  استاد  حسن  کسایی  و  ساغری  و  یاوری  راه  یافت و  از

 آنان  ردیف  موسیقی  را  یاد  گرفت  .  ( استاد عبدالله دوامی )

 ایشان  سپس  در  محضر  استاد  نصرالله   ناصح پور   کارش  را

 تکمیل  نموده  و   از   محضر   استادان   جهانبخش   پازوکی   و

 حبیب الله  بدیعی  و  چندین   تن   از   دیگر   استادن   موسیقی

 خوشه چینی  فراوان  در  امر  موسیقی کرد  .  یکی   از  ویژگی

 صدای  این  استاد  ( در اصطلاح ) چپ  کوک  می باشد .

   استاد محمد ملاآقایی روزبهانی بروجردی  در   حال   حاضر   به

 تدریس  آواز  مشغول  می باشد .

   آثار  :

    

  • آلبوم بیداردلان ، آهنگساز استاد مجید درخشانی . ناشر : نوای جاویدان
  • کتاب آهنگ سماع ، انتشارات تحسین ، 1387

     

  •  

    • تصنیف ابوعطا
      شعر و آهنگ: علی اکبر شیدا
      تنظیم: مجید درخشانی
      خواننده: محمد ملاآقایی روزبهانی

     

         منابع   :

     

  • ماهنامه هنر موسیقی ، مورخ 15/81/1388
  • روزنامه «ایمان» قم ، مورخ 19/10/1388
  • ماهنامه چاووش ، شماره اول
  • پایگاه الکترونیکی سازمان اسناد و کتابخانهُ ملی ایران
  • دانشنامهُ ویکی پدیا ( ذیل صفحهُ استاد مجید درخشانی ،
  •  آثار آهنگسازی ایشان )
  • همشهری آنلاین ( ذیل خبر آثار آهنگسازی استاد مجید درخشانی)
  • نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

    تصويري از عماد رام دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 21:18
    قسمتي از كنسرت تصويري شادروان عماد رام با رهبري آندرانيك.

    لازم بهذكر است ملودي اين آهنگ اثر خود عماد رام ميباشد.

     

                             EMAD_RAM_CONSERT

    نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |

    عبدالله الفت سه شنبه دوم آبان 1391 16:57

    عبدالله فاطمی ملقب به الفت در سال  ۱۳۰۶  در  بروجرد  به  دنیا آمد.  تحصیلات  ابتدایی و

    متوسطه را در بروجرد گذراند سپس عازم تهران شد. ذوق و استعداد سرشار وی در سرودن

    شعر و علاقه وافر ایشان به موسیقی سبب شد که از سوی شورای شعر و موسیقی رادیو

    دعوت به همکاری شود. ایشان از اواخر دهه 30 در  کنار  بزرگانی  چون  استاد رهی معیری،

    استاد نواب صفا، استاد معینی کرمانشاهی، استاد تورج نگهبان و .. به سرودن شعر پرداخته و

    با آهنگسازان به نامی  چون  استاد  علی  تجویدی، استاد  همایون  خرم ، استاد  مجید وفادار،

    استاد عباس شاپوری و... آثار ماندگاری خلق نمودند . اشعار  الفت جزء زیباترین و

    ماندگارترین آثار در موسیقی ملی و سنتی می باشد.

    وی در پانزدهم آبانماه ۱۳۷۳ درگذشت.

    دارد دل من صــــد غم و غمخــــوار نـــــدارد

    این کـــودک بیمار پــــر ستـــــــار نــــــــدارد

    در شهـــر شما جـــز دل آواره مـــــــا نیــست

    آنکس کـــــه غمـــی دارد و غمخــــوار نـدارد

    آن به کـــه ز کنــج قفــس آزاد نگــــــــــــردد

    مــــر غــی کــه سر صحبت گلـــــزار نــــدارد

    مــا ئیم و تنـــی سوده کــــه آسودگیش نیـست

    مـــا ئیم و دلی خسته کــــه دلـــــدار نـــــدارد

    نا لیـــد ن مـــرغان چمن خـــــــوش بــود اما

    ذوق سخن مـــــر غ گــــــرفتـــــار نــــــــدارد

    غم آمـــد و ننشسته ز دل رفت چـــــو دانست

    کاین خـــــانه ویران در و دیــــــــوار نـــدارد

    ای پیـــرهن آهسته بـــزن بوسه بر اعضاش

    کــــان خـــرمن گــل طــا قت آزار نـــــــدارد

    جائــی که خـــزف را نشناسنـــــــد ز گوهـــر

    البتــــه سخــن گــــــر مــی بـــازار نـــــدارد

    جـــز دلی چنـــد چــــو پـــژمان و امیــــــری

    الفت گهـــــــــر شعـــر خـــــــریدار نـــــدارد

     

     تعدادی از ترانه های ایشان در زیر آمده است:

    شاعر آهنگساز خواننده نام ترانه
    عبدالله الفت ناصر زر آبادی الهه دونه دونه-ریزه ریزه

    عبدالله الفت

    حسین صمدی فیروزه حاشا
    عبدالله الفت سلیمان اکبری گیتی ریزه ریزه
    عبدالله الفت سلیمان اکبری گوگوش فلفل نبین چه ریزه
    عبدالله الفت حبیب الله بدیعی شمس شمع وفا                   
    عبدالله الفت جواد بدیع زاده پوران جهان نو
    عبدالله الفت حبیب الله بدیعی پوران هستی
    عبدالله الفت ناروند پوران صدای در
    عبدالله الفت عباس شاپوری پوران زهرا
    عبدالله الفت حبیب الله بدیعی پوران همه برای تو
    عبدالله الفت کریم فکور ویگن- پوران نامه رسان
    عبدالله الفت ناروند پوران صفای ده
    عبدالله الفت عباس شاپوری پوران شبهای انتظار


    نوشته شده توسط vahid  | لینک ثابت |